پری رویانه
ساقی بریز یک باده ای
زان ساغرت پیمانه ای
مستم بگردان روز و شب
برکش به مویم شانه ای
جاده مرا در قلب خود
چون مامن گرم ، خانه ای
بنما به رویم روی خود
چون تو پری رویانه ای
چشم خمارت روی جام
می نوش تو هم نالانه ای
جانم ز کف بیرون شده
چون عاشق جانانه ای
گیسوی رم ده در هوای
یک شامه ی شمامه ای
گلگون گلستان منی
چون سوسن مستانه ای
مستم بگیر دست مرا
چون عاقلی فرزانه ای
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 14:16 توسط فرهاد
|