باد صبا
ای صبا بوی خوش یار بیار
تن غم دیده بیمار به دلدار بیار
گو سخن عشق ز سر منزل دوست
بر دل خفته من رجعت بیدار بیار
نکهتی زان کام شیرین صنم آر به پیش
حکم آزادی دل از سر این دار بیار
ای برین باد جگرم سوخت بیا
چون مسیحا نفسی بر تن بیمار بیار
وقت عیش است بیار بوی خمار
یک پیاله ز می ناب به می خوار بیار
چشم نا پاک نظر دارد اندر دل ما
ابر تیره به عدو از جهت کار بیار
شادی اندر دل ما از سر زلف یار است
نازنین باد شمه از موی سر یار بیار
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 15:7 توسط فرهاد
|