سخت است در اوقاتی با یاد تو سر کردن

آخر چه شود روزی عکس تو به بر کردن

سودای دل و جانم نقش رخ و رویت باد

با یاد تو پیمانه دائم به سحر کردن

اندیشه وصلت دوست یاد من مسکین است

از دست تو می نوشی جامی به ستر کردن

چون باد صبا آمد عطر سر زلفت داد

جان بی تو به نای آمد چون قصد سفر کردن

بر کام هزار آوا آهنگ جدایی نیست

وقت است که باز آیی چون نار ثمر کردن

فرهادیم و چون او عشقت به سرم باشد

یا عشق به وصل آید یا نام به حجر کردن