قلب یخی
دیری است که در وادی ما
سخن از مهر و محبت مرده
قلبها یخ زده است
سخن از کالبد قلب یخی در کار است
کس دگر با دل کس بیگانه
سخن از عشق نماندست اینجا
سخن از معرفت و عشق دگر اینجا نیست
همه مشغول همیم نه به فکر دیگر
جملگی یخ زده ایم تا نماند باور
سخن از قلب یخیست
که در آن جا عشق و مهر ممنوع است
همه سر در بر خود
همه مشغول نبرد با دل خود
که چرا عاقبت ما چنین میگردد
سرزمین یخ
قلب یخ
همه جا یخ زده است
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 14:3 توسط فرهاد
|