مدعی
دوباره چشم من بارانی و تر است
دو باره این دلم غرق ماتم است
دوباره ذره ذره وجود تن
خاکی ، غبار آلود و آهن است
سراغ دل اگر غم تو میروی
به دو بگو که دلم پر از سکوت و غم است
به مجلس شیوخ عشق وارد شو
که این دلم در به در، در عالم است
دلم سراسیمه غرق عشق توست
بیا که این خانه بی تو گل کم است
روا مدار بر من ای مدعی
که باز این دلم غرق خاتم است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 8:6 توسط فرهاد
|