قلک دل
قلکی دارم من ، بر خلاف مردم
جای پول لحظه تنهای دل می ریزد
من زبانی دارم
که بر آن حرف دلم جاری است
در میان مردم حرف دل پررویست
تکه ذوقی دارم
که به آن شعر محبت گویم
و نگویم بدی و شر در میان مردم
در درون دستم قلمی پنهان است
با قلم نقش به خیال دل خود می جویم
در درون دستم قلمم می لغزد
و تمام شعرخود از دل تو می گویم
در درون قلبم جای کین ، مهر و محبت جاریست
و سرم مملو از دوستی و عشق و گل است
و تو هم می خواهی در میان سخنم حرف دلم باور کن
یا به مانند دگر حرف دل را سخن یاوه بگو و مرا پر پر کن
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر ۱۳۹۱ ساعت 8:11 توسط فرهاد
|