من گرفتار دلم ، دل که بیمار تو بود

من سرا پا آتشم ، در دلت چون آب بود

من اسیر چشم تو ، تو نگاهت خواب بود

من صدای جنگلم ، صورتت در ماه بود

اسم او صحرا بود ، دل او دریا بود

لقبش تیشه و سنگ ، صورتش زیبا بود

من نگاه عاشقم ، تو نسیم و شبنم

من سئوالی بی جواب ، تو سکوتی مبهم

من سراپا خواهشم ، تو غرور و دشمنی

من نگاه زندگی ، تو هوای رفتی

اسم او دریا بود ، لقبش دنیا بود

در درون قلبش ، زندگی پیدا بود

من نگاهم به تو بود ، تو نگاهت به زمین

من نسیم سحری ، تو هوای راستین

من شروعی دیگر ، تو نگاه واپسین

من تمام بودنم ، تو تمام ماندن

اسم او دنیا بود ، صورتش چون ماه بود

در تمام زندگی ، جای آن اینجا بود