خواب
دوچشمت غرق خواب است
که گویی نور ز پیشم رخت بر بسته
و مژگان سیاهت روی هم رفته
گمانم ابر تیره بر نگاهم چتر را بسته
و چشمان قشنگت چون شقایق
در درون مژگان سیاهت آرامید
و من از پشت شیشه خوب می بینم
که مانند سکوت عطر یاس در رخت آرامی
چه زیبا است این حس که در فصل شب و سرما
چنان گرم است دستانم
که عشقت در وجودم چون چشمه جوشان است
نگاهم بر وجودت چون موج بر دریاست
که هر دم میکنم یادت
که این حس ، حس رویاهاست
تمام حس زیبایی برای قلب زیبایت
برای چشم و ابر و هر آنچه هست زیبایم
+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 13:24 توسط فرهاد
|