جاده بی انتها
در مسیر جاده بی انتها
نیست مقصد روبرو تا انتها
بر حذر کردند مرا از این سفر
چون خطرها هست در راه سفر
مقصدت دور است ولی معلوم نیست
ساحلت پیداست ولی مفهوم نیست
این ره کج می روی مقصد کجاست
یا به راهت سودت و معوا کجاست
آن دو چشم کز قبل خواندی بی بدیل
آن دومژگان چون تو گفتی بی نظیر
آن خم ابرو که راهت را شکست
هیچ میدانی چرا قلبت شکست
با خبر باش که ای یار شفیق
هیچ میدانی تو از قلب رفیق
گر تو هم شیدا و بی پروا شوی
همچو پروانه برای گل شوی
در مسیرت یک غزل پیداکنی
با خودت چون خنده بر دنیا کنی
خوب می بینی که مقصد راه نیست
حرف دل را گوش کن نه راهت راه نیست
در مسیرم سر به قلبم داده ام
مقصدم آنجاست ولی جا مانده ام
خوب میدانم که راهم کج نبود
مقصدم منزلگه ویران نبود
حرف دل را گفته ام ای نازنین
خواه گوش کن خواه تو هم من را نبین
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 13:48 توسط فرهاد
|