ارغوان
پشت یک درب بلند
داخل باغ سپید
ارغوان می رقصد
بر سر یاس سپید
روبرویش دریا است
در نگاهش موج است
آسمانش ابریست
ودلش پر غصه است
ارغوان ، ای ارغوان
جای تو خالیست در این قلبمان
از سکوت آینه دلگیر مشو
چون سکوتش هست در چشمانمان
ارغوان تو نمی دانی چه بر جانم گذشت
جای تو باقیست که در قلبم نشست
چون به زنگار دلم سر میزنم
عاقبت بر نام تو سر میزنم
آسمانم بی تو از گرما تهیست
و زمینم بی تو از دنیا تهیست
روزگارم سالهاست که با غم آشناست
ارغوانم نام تو بر گلها نشست
عشق تو زیباست که در این دل نشست
+ نوشته شده در شنبه ششم آبان ۱۳۹۱ ساعت 11:7 توسط فرهاد
|