نوید دل
تمامی سیاه شب به زیر پوست این شهر
غروب را به عشق تو طلاع میکند دلم
دوچشم را که بسته ام تمام شب سیاه است
سیاه را به چشم تو سفید میکند دلم
سکوت سرو و رازقی ، سکوت ماه آسمان
تمام این سکوت شب ، سکوت ساز چوپان
سکوت را برای تو صدا میکند دلم
تمام شب نگاه من به مرز خوب بودن است
به برگ یاس و ارغوان به بوی عطر پیرهن است
غبار را به یاد تو شمیم میکند دلم
تمام خفتن به شب ز ترس بی تو بودن است
ز ترس بی تو خفتن و ز ترس بی تو مردن است
هراس را به لطف تو نوید میکند دلم
+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۱ ساعت 8:23 توسط فرهاد
|