صدای رازقی در گوشم آید

چکاوکهای عاشق بی پناهند

قناری چون صدا دارد اسیر است

و ماهی نیز در تنگ و جام است

گل زیبای یاس در دست یارو

تبر در دست صیاد درخت است

نگویم شرح حال مرغ حق را

که در چنگ قفس در حال مرگ است

هراس برگ گل از فصل سرد نیست

هراسش از منو دست شما است

چه خوش میگفت قناری با کلاغان

که این شور صدا ، زندان و مرگ است