شمع عشق
مثل شمعی که پروانه عاشق به گردش بودی
شعله خود بیفروختی ، پر و بالم سوختی
من که خود عاقبت عشق همی دانستم
گرد آن شمع برفتم تا که جانم باختم
نظر شمع همی عشوه کند با یارش
من پروانه بسوختم از نفیر و حالش
عاقبت جان به سر عشق تو خواهم میداد
تا که خاکستر جانم شعله ی شمعی داد
شعله جان و تنم رسم سیه کاران نیست
آتشی در دلم است رسم فدا جانان است
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 8:0 توسط فرهاد
|